دكتر عثماني:محبوس نمودن اشخاص عملی است اما محبوس نمودن اندیشه، هرگز!
متن كامل نطق ميان دستور دكتر عثماني درصحن علني مجلس شوراي اسلامي
با سلام به روح متعالی امام راحل و تحیت به مقام معنوی شهدای گرانقدر و آرزوی طول عمر باعزت برای مقام معظم رهبری؛ وضعیت فعلی كشور دستخوش تغیراتی شده است كه در این وضعیت، شیوههای گذشته نمیتواند كارآمدی لازم را جهت مدیریت كشور داشته باشد لذا باید طرح نو برای مدیریت كشور دراندازیم. اگر در گذشته یك جناح، قدرت را در دست میگرفت و بازوی حاكمیت میشد، امروز باید هر دو جناح به عنوان بازوهای نظام و بالهای پرواز كشور، تحت امر رهبری به صورت هماهنگ و منسجم، در اداره امور كشور، ایفای نقش نمایند، چرا كه یك جناح سیاسی در مقابل انبوه مطالبات امروز مردم، به تنهایی قادر به پاسخگویی نیست و عدم پاسخگویی آتش زیر خاكستر ببار میآورد.
برای برون رفت از شرایط موجود، راهكارها و راهبردهای مختلفی بنظر میرسد كه در این زمان اندك مختصراً به برخی از آنها اشاره مینمایم:
1-نباید دایره و گستره نظام را محدود به خود كنیم و صرفاً نوك پرگار را دایره نظام بنامیم. دایره نظام، یك گستره وسیع با محوریت و مركزیت رهبری است و هركس عملاً قائل به این محوریت باشد، در شعاع نظام قرار میگیرد. چرا عدهای با نگاه تنگ نظرانه خود، دایره نظام را كه باید روز به روز گسترش یابد، مدام محدود و محصورتر میكنند؟ چرا و تا كی باید اسیر هوای نفس بوده و همه چیز خوب را برای خود و به نام خود، و همه چیز بد را برای دیگران و بنام دیگران رقم زنیم؟
2-جناحهای مختلف سیاسی باید به جای خنثی سازی تلاشهای هم، با مشاركت و هم فكری، هم افزایی ایجاد كنند و از این طریق هزینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی كشور را كاهش داده و تهدیدهای پیش روی كشور را به فرصت مبدل سازند. مردم از جناح بندیها خستهاند و تشنه خدمت صادقانه هستند.
3-روشهای سخت افزاری فعلی، نه تنها نمیتواند راهگشا باشد، بلكه عمق جریانات را افزایش میدهد. محبوس نمودن اشخاص عملی است اما محبوس نمودن اندیشه، هرگز! با روشهای معمول، بطور موقت و ظاهری میتوان آرامش را نمایش داد ولی آرامش محتوایی نیازمند راهبردهای دیگری است كه تحقق این راهبردها بدون استفاده از تمام ظرفیتهای كشور عملی بنظر نمیرسد.
4- جناحهای سیاسی باید دست از انحصار طلبی بردارند و تنها خود را صاحب نظام، انقلاب و رهبری ندانند. امام و رهبری متعلق به تمام كشور و تمام جریانات سیاسی درون نظام هستند. خط كشی بین رهبری و امام نقشه شوم دشمنان نظام است كه نباید خواص در این دام بیفتند.
5-رسانه ملی باید منعكس كننده تمامی دیدگاههای داخل كشور بوده و فراجناحی عمل نماید، در غیر اینصورت گرایش مردم به رسانه ملی خود، كاهش و رسانههای بیگانه در كانون توجه مردم قرار میگیرند. رسانه هایی كه مهمترین ابزار برای استیلای فرهنگ منحط غرب بر كشور عزیزمان هستند و انحطاط ملت ما را دنبال میكنند.
6- مجلس باید استقلال خود را حفظ و ما نمایندگان كه با رأی مردم به این جایگاه رسیده ایم باید عملاً وكیل مردم باشیم نه وكیل دولت. باید براساس قانون اساسی و بر مبنای منافع و مصالح ملی، ایفای نقش نمائیم و نقشه راه دولت را جهت نیل به اهداف انقلاب به درستی و روشنی ترسیم نمائیم و مراقب باشیم كه دولتها - ولو از روی دلسوزی- از نقشه تعیین شده تخطی ننمایند.
7-هیچ سیستم حاكمیتی در دنیا وجود ندارد كه یك شبه و یك دفعه به یك سیستم دیكتاتوری تبدیل شده باشد. نقطه آغازین در فرآیند دیكتاتوریزه شدن حكومتها، بی توجهی به قانون است. باید مواظب بود كه همه امور در كشور به صورت قانونی انجام شود تا این خطر نظام ما را تهدید نكند. دولت باید بدور از هرگونه رفتار غیرقانونی نص صریح قانون را اجرا نماید و از افراط در اعمال سلیقه و دلسوزیهای غیرقانونی پرهیز نماید.
8- عدالت عامل ثبات و پایداری حكومتها و بی عدالتی عامل زوال حكومتهاست. تقسیم امكانات و تقسیم قدرت در كشور نیاز به تجدید نظر جدی دارد. سهم منطقی اقوام و مذاهب از قدرت و امكانات باید تأمین گردد تا بی عدالتی و نابرابری موجب ایجاد تفرقه نشود. امروزه مناطق ما بیش از اینكه خود را نیازمند یارانه های اقتصادی بدانند، خود را مستحق یارانه سیاسی می دانند چراكه باید در قدرت سیاسی كشور بیش از پیش مشاركت داده شده و مورد اعتماد قرار گیرند. كسانی كه مانع این عدالت و برابری می شوند به فرمایش امام كسانی هستند كه برای آمریكا كار می كنند و نمی فهمند و در عذاب با آنهایی كه از عمال آمریكا بودند مشترك هستند با كم و زیادش.
9-قوه قضائیه باید بیطرفانه و بدور از جریانات جناحی، با متخلفین به صورت قانونی برخورد نماید و صرف نظر از جناح، مذهب، زبان و نژاد و غیره و با در نظر گرفتن شرایط عمومی كشور، به وظیفه ذاتی خود عمل نماید. اعدام و در لیست اعدام قرار گرفتن چند نفر از ایرانیان كُرد زبان با شائبه سیاسی همچون احسان فتاحیان، فرزاد كمانگر و امثال آنها -كه جرم آنها نه فقط برای مردم كه برای ما نمایندگان نیز مبهم است- افكار عمومی مردم مناطق كُردنشین را مشوش نموده و سؤالات زیادی را در بین مردم ایجاد نموده كه ما نمایندگان قادر به پاسخگویی آنها نیستیم. بنظر میرسد اینگونه برخوردها در شرایط فعلی به نفع ما نیست و باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. رأفت و رحمت اسلامی نظام آنقدر وسیع است كه میتواند همگان را مشمول خود نموده و حیف است كه از این ظرفیت خدادادی درجهت حفظ مصالح كشور استفاده حداكثری نشود.
درنهایت از وزیر محترم آموزش و پرورش میخواهم كه مدیریت آموزش و پرورش كشور را كه امروز عملاً به شیوه سیاسی و امنیتی انجام میشود مورد تجدید نظر جدی قرار داده و مدیریت آموزش و پرورش را به دست فرهنگیان مدبر و كارای كشور بسپارد.
من توأم، تو منیای دوست، مرو از بَرِ خویشخویش را غیر مینگار و مران از دَرِ خویش
آنكه چون سایه ز شخص تو جدا نیست، منمَمكِشای دوست تو بر سایة خود، خنجرِخویش
ای درختی كه به هر سوت، هزاران سایه استبرگشا طلعت خورشیدِ رخِ انورِ خویش
«عقل تاج است» چنین گفت به تمثیل علیتاج را گوهر نو بخش، تو از گوهر خویش